الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

24

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

آزادى وجود دارد « 1 » كه همگى نشان دهنده اهتمام قرآن بر رهائى و آزادى انسانها است ، درباره پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) مىفرمايد : ( وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْاغْلالَ الَّتِى كَانَتْ عَلَيْهِمْ » : « پيامبر بارهاى گران و زنجيرهائى كه بر ( دوش و گردن ) آنها است برمىدارد » . « 2 » « اصْر » در اصل به معنى حبس است و اگر به بار سنگين اطلاق شده براى اين است كه بار سنگين ، انسان را حبس و مانع از فعّاليت او مىشود و اگر به عهد و پيمان و يا مجازات و كيفر ( اصر ) گفته مىشود به خاطر محدوديتى است كه براى انسان ايجاد مىكند . « 3 » پيامبران و جانشينان آنها آمدند ، تا عوامل حبس و سلب آزادى را از بشر بردارند و با باز كردن غل و زنجير اسارتها ، نسيم آزادى را بر روانهاى فسرده و فرسوده بدمند ، و نغمه حرّيت را ساز كنند ، زنجير جهل و نادانى ، بت‌پرستى ، تبعيضات و زندگى طبقاتى و غيره را از دست و پا و دوش و گردن اين انسان بردارند . « اغْلال » جمع « غُلّ » و بنابر آنچه از موارد استعمال آن استنباط مىشود زنجيرها و قيدهائى بوده كه گاهى بر دست و پا و گردن مىگذاشته‌اند ، در قرآن در موارد مختلف استعمال شده است : غُلّت ايْديهم - اذا الاغلال فى اعْناقهم - و لا تَجْعَل يَدَكَ مَغْلُولَةً الى عُنُقِك . در سروه بلد كه مواهب ظاهرى و باطنى خداوند را بيان مىكند مىفرمايد : « أَلَمْ نَجْعَلْ لَّهُ عَيْنَيْنِ * وَلِسَاناً وَشَفَتَيْنِ * وَهَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ * فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ * فَكُّ رَقَبَة * أَوْ إِطْعَامٌ فِى يَوْم ذِى مَسْغَبَة * يَتِيماً ذَا مَقْرَبَة * أَوْ مِسْكِيناً ذَا مَتْرَبَة » : « آيا براى او ( انسان ) دو چشم و يك زبان و دو لب قرار نداديم و او را به خير و شرّ هدايت نكرديم ، ولى او ( انسان ناسپاس ) از آن گردنه مهم بالا نرفت ، و

--> ( 1 ) . سوره البلد ، آيه 13 . ( 2 ) . سوره الاعراف ، آيه 157 . ( 3 ) . تفسير نمونه ، جلد 6 ، صفحه 398 . .